در حال بارگذاری ...
لیلی گله‌داران

ریِل تایم فیلم: همزمانی و این همانی تصاویر در صحنه‌ی تئاتر

چکیده:

     در نیمه ی دوم قرن بیستم، جستارها وکنکاش های علمی و عملی هنرمندان هم راستا با نظریه پردازان و منتقدین هنری امکان به وجود آوردن فرم‌ها و اشکالی را فراهم ساخت که ماحصل از میان برداشتن مرزبندی میان هنرها، تلفیق ژانرها و ادغام تکنولوژی های نوین با هنر و رسانه بود. ریل تایم فیلم فرم‌ تلفیقی – دورگه‌ی سینما و تئاتر- است و اصطلاح آن به توسط گروه آمریکایی بیگ آرت گروپ در اواخر دهه ی نود میلادی ارائه شد که با فیلم زمان حقیقی یا ریل تایم در سینما متفاوت است. در ریل تایم فیلم، تئاتر با کسب و اجرای قواعد بیانی سینما (ضبط، مونتاژ، پخش) و سینما با احراز ویژگی های تئاتر(زنده، همزمانی تولید و ارائه ی اثر، حضور مخاطب) بخش هایی از عناصر ژانر خود را کنار گذاشتند تا در این فرم تازه از خود بازتعریفی نوین داشته باشند. هدف از این مقاله معرفی و شناسایی قابلیت های تکنیک ریل تایم فیلم در به وجود آمدن فرم تازه اجرایی بر صحنه ی تئاتر است. چگونه سینما و تئاتر در صحنه با هم ادغام می شوند و ریل تایم فیلم چه امکانات تازه ای را به تئاتر و سینما اضافه می کند؟ این مقاله از طریق معرفی سه نمونه ی نمایشی: سوسو از بیگ آرت گروپ، مادر قاتل از گروه تئاترینو کلاندستینو و اراریتیاریتیاکا- موزه ی کلمات از هاینر گوبلز به بررسی ساختاری این فرم نوظهور به روش توصیفی ـ تحلیلی و با فنون جمع آوری اطلاعات اسنادی و مشاهده ی مستقیم می پردازد. نتایج حاصل از این تحقیق بیانگر آن است که تئاتر از زبان و قواعد سینما در شکستن محدودیت های صحنه ای به نفع ارتقای زبان بیانی خود در متن، بازیگری و کارگردانی بهره می جوید. این فرم تلفیقی از طریق مبادله ی عناصر بیانی که در آن ملموس و غیر ملموس به هم مبدل می شوند، منجر به بسط و توسعه ی دیداری و هم عرض آن توسعه ی شنیداری می شود و یک ابر فضای چندشاخه ای می‌سازد که در آن زنده و ضبط شده را نمی‌توان از هم تمییز داد و منفک کرد؛ در عین حال سینما از ویژگی زنده، حقیقی، غیر بازتولیدی و همزمانی و در زمانی تئاتر بهره می جوید تا خود را از جرگه‌ی هنرهای معطوف به محصول به هنرهای معطوف به فرآیند ارتقا دهد.

 

واژگان کلیدی: ریل تایم فیلم، بیگ آرت گروپ، تئاتر، سینما، تئاترینو کلاندستینو، هاینر گوبلز.




مطالب مرتبط

مینا جهانگیری فاضل اسدی‌امجد علیرضا امیدبخش

معناباختگی رویای امریکایی در دو نمایشنامه‌ی آلیس کوچولو و مرگ بسی اسمیت از آثار ادوارد آلبی با تکیه بر نظریه جورج هربرت مید
مینا جهانگیری/ فاضل اسدی‌امجد/ علیرضا امیدبخش

معناباختگی رویای امریکایی در دو نمایشنامه‌ی آلیس کوچولو و مرگ بسی اسمیت از آثار ادوارد آلبی با تکیه بر نظریه جورج هربرت مید

چکیده ادوارد آلبی (1928-2016) یکی از نمایشنامه‌نویسان صاحب سبک امریکا (باتمز، 2005: 8) در ...

|

نظرات کاربران